سلام.امتحان ادبیات رو عالی دادم.و در کمال صداقت می گم که این اولین بارم بود.چی؟نه خوب دادن امتحان نه.اونو که همیشه خوب میدم.دیدم یکی از دوستم سر یکی از بیت های شعر مونده نمی تونه کاملشو بنویسه دلم واسه ش سوخت بهش گفتمخب چی کار کنم دلم نیومد خب....
الان مادر خانومی بخونن چی میــــــــــــــــــــــشه!!!!!!!!!!!
من نیت ام خیر بود.مهم اینه.وگرنه خودم که تقلب نگرفتم که ناراحت باشم....نچ!
به قول داداشم اون قدیما بهم می گفت کفاره تقلب گرفتن تقلب دادنه!
نه الان!اون زمان جاهلیت هردوتاییمون...
الان که فوق دیپلم داره و میخواد واسه لیسانس امتحان بده مرداد...واسش دعا کنین...

امروز دبیر دین و زندگی مون گفت که ساعت کلاس چهارشنبه مون رو داده به دبیر فیزیک مون تا ازمون امتحان بگیرن...ما گفتیم : اه!خانم "ک"! ما معلم ها رو می فرستیم پیش شما که شما دست رد به سینه شون بزنین ولی شما با آغوش باز اون ها رو می پذیرین و بهشون جواب + می دین!!!
خندید و گفت: نمی خواستم بهتون بگم ولی می خوام با سوم ها برم اردو!
صدایی از ته کلاس برخاست:
-ما رو سر کار گذاشتین؟
معلم خندید و بچه ها جو گیر شدند!
- پا روی دلم گذاشتین؟
معلم خندید!
- شما که قصد فرار نداشتین!
و کلاس از جا کنده شد!(از شدت خنده!!!!)
:::رجوع شود به ترانه نازی!!!:::(به قول اکبر عبدی: من که خودم گوش ندادم!یکی گوش داده بود واسم تعریف کرد!)

فردا میریم اردووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو!
عکساشو واسه تون میارم!
فعلا!