166 - سیبل و شارژر
دلیلی که برای نوشتن پست قبل داشتم = همینجوری !
خب نه ! همینجوری هم نه ! خب می دونین ، معنی اون کلمه ای که در پست قبل ازش گفتم میشه "مؤثر" هست . من کلا از این کلمه خوشم می اومد[به فارسی].
خوشم می اومد چون موثر بودن همیشه شیرینه .
چون موثر واقع شدن در کاری کمک کردن هم هست .
و خیلی چون های دیگه ...
دیروز که داشتم برای کلاس زبانم مثل یک کسی که امتحان اصلی مدرسه شو داره می خوندم به این کلمه برخورد کردم : Effective
هم تلفظ کردن این کلمه خیلی قشنگه و هم معنی اش که توضیحش رو در بالا دادم .
.....
دیروز بعداز اینکه کارم تو باشگاه تیراندازی تموم شد، دست به دوربین(موبایل!) شدم و عکسی گرفتم :
در این قسمت که شما یک دستگاه مشکی رنگ را مشاهده می کنید ، برای این است که سیبل تیراندازی خودمان را در داخل آن دو میله ی آهنی موازی بگذاریم و با آن اهرم عقب بفرستیمش .
به فاصله ما تا سیبل دقت کنین ...
.....
دیشب می خواستم عکس بالا را داخل وبلاگم بگذارم که متوجه شدم گوشی ام شارژ ندارد و بچه نیست ! یعنی بچه که نه ، شارژرش نیست ! هرچی گشتم و فکر کردم به این نتیجه رسیدم که باز خاله خانوم به جای شارژر خودشان به صورت اشتباهی برش داشته اند و ...
صبح امروز...کلّه ی سحر ! (ساعت ۱۱:۲۰) دقیقه با اصرار مامان خانوم از خواب برخواستم و رهسپار موبایل که نه قاب ِ موبایل فروشی سر کوچه مان شدم. تا جایی که خاطرم هست هر وقت از این مغازه چیزی درخواست کردم گفتند تمام شده ! با خود اندیشیدم : اگر شارژر هم نداشته باشند که دیگر اینجا می شود قاب و آویز موبایل فروشی !
ولی خب ! وقتی داخل شدم و پرسیدم ، حرکت جدیدی را دیدم از آن خانوم محترم ! که تا آن لحظه ندیده بودم ! در کمدی دنبال چیزی گشت و یکهو با شارژری از جنس نوکیایی (!) بازگشت ... بسیار مسرور از این واقعه به سوپری کمی آنورتر رفتیم و پنج عدد بستنی خریدیم ! (شیرینی)![]()