به نام مهربان ترین

سلام دوستای خوبم
راستش امروز صبح که داشتم می رفتم مدرسه یه منظره ای دیدم که خییییییییییییلی ناراحت شدم.اونم این بود که یک درخت نسبتا کهنسال روی زمین افتاده بود.به خاطر وزش بادهای شدید دیشم و طوفانی که بود...من اون درخت رو دیروز و پریروز و سالهاست که می دیدم...ولی دیگه عمرش تموم شده بود...

دیشب خیلی خوشحال شدم از اینکه تونستم به یک فرد نیازمند کمک کنم...کنار کانون زبان نشسته بود...یه پیرزن زیر بارون...دیدم اشاره میزنه که بیا...منم نذاشتم ازم خواهش کنه و خودم سیصد تومان گذاشتم کف دستش...خیلی دعام کرد...مطمئنم دعاهاش می گیره

وضعیت فیزیکم بهتر شده...می فهمم

فعلا...