خارج از نوبت 26
به نامش

این منم که شب ها با آسمان حرف می زنم .
این منم که شبها ستاره ها را می شمارم که مبادا یکی شان کم شده باشد...
این منم که شب ها ، قبل از خواب ، برای ماه قصه می گویم.
این منم ... خود ِ خود ِ خودم !
دوشنبه :: ۲۹/۴/۸۸ :: ۰۱:۴۷
پ.ن ۱: چقدر آرام خواندن لذت دارد ! تا به حال آرام کتاب خواندن را تجربه نکرده بودم ! نه اینکه از عمد تند بخوانم ها ... کلا تند خوانم . ولی درس فرق دارد با رمان ! از نظر من رمان را باید در آرامش و با آهنگ Before I go یا Heart [یانی . Yanni] و "کلمه به کلمه معنا کردن" خواند. خط به خط ش را باید هضم کنی ! لذتش سه برابر می شود.
پ.ن ۲ : وقتی یکی بخواد حرفش رو به کرسی بنشونه بدون اینکه دلیل محکمی داشته باشه ، تو حتی اگه دلایلت محکم باشه و منطقی ، اون قبول نمی کنه ...
پس بحث با همچین موجوداتی بی فایـــــده س !
پ.ن ۳ : عیدتون مبارک !

این منم که شب ها با آسمان حرف می زنم .
این منم که شبها ستاره ها را می شمارم که مبادا یکی شان کم شده باشد...
این منم که شب ها ، قبل از خواب ، برای ماه قصه می گویم.
این منم ... خود ِ خود ِ خودم !
دوشنبه :: ۲۹/۴/۸۸ :: ۰۱:۴۷
پ.ن ۱: چقدر آرام خواندن لذت دارد ! تا به حال آرام کتاب خواندن را تجربه نکرده بودم ! نه اینکه از عمد تند بخوانم ها ... کلا تند خوانم . ولی درس فرق دارد با رمان ! از نظر من رمان را باید در آرامش و با آهنگ Before I go یا Heart [یانی . Yanni] و "کلمه به کلمه معنا کردن" خواند. خط به خط ش را باید هضم کنی ! لذتش سه برابر می شود.
پ.ن ۲ : وقتی یکی بخواد حرفش رو به کرسی بنشونه بدون اینکه دلیل محکمی داشته باشه ، تو حتی اگه دلایلت محکم باشه و منطقی ، اون قبول نمی کنه ...
پس بحث با همچین موجوداتی بی فایـــــده س !
پ.ن ۳ : عیدتون مبارک !
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۸۸ ساعت 15:39 توسط فاطیما
|