I am waiting for sun !
به نامش
تمام غم و غصه هایم را یکجا به باد می سپارم.
به باد می سپارم و نفسی عمیق از ته مانده ی جانم می کشم.
آرزوهایم را به خورشید می سپارم؛
و از او می خواهم تا هر روز با نگاه سوزانش ،
آن ها را به من یادآوری کند و
گرمای ِشان را در سراسر وجودم بپراکند !
آنگاه می نشینم ...
می نشینم به انتظار خورشید و آرزوهایم ...
نه غمی دارم و نه غصه ای !
چه زندگی زیبایـــــی !
:: فـــ ::
+ ته نشینات:
۱- دیشب یک جمله خوندم از دکتر شریعتی ، کیف کردم :) جمله این بود : در ممـ.لکتی که فقط دولـ.ت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید. والله ما هم همینو می گیم !![]()
۲- در پی پیشنهاد یکی از فرزندانم ( آقای نامبرده) که یک وبلاگ راه اندازی کنید و از کتابهایی که خواندید آنجا حرف بزنید با ذکر مشخصات کتاب و اینجور چیزها ... ما هم وبلاگی را راه اندازی کردیم به نام :
Book Reader . در در قسمت منوی اصلی وبلاگ لینکش هست. اونجا اسم کتاب و نویسنده و ناشر با کمی توضیح در مورد کتابها قرار می دم.همین ! الان نزدیک دوازده ، سیزده تا پست داخلش هست.هر وقت هم بروز بشه اینجا خبر می دم.
۳- شهید: shahid [ع.] (ص.) حاضر ، شاهد (کم.)
(تصـ) عالم به غیب و حاضر. یکی از اسماء حسنای خدا.
کشته در راه خدا و دین،ج. شهدا (ء)
۴- هنر نزد ایرانیان است و بس ...
---> روی نوشته کلیک کنید !
(من سیب زمینی را هم با هنرمندی تمام پوست می کنم
)