نگاه کن !
"فروغ" رو به خاطر چند تا شعر دوستش دارم. یکیش اینه:
نگاه کن غم درون ِ دیده ام چگونه قطره قطره اب می شود،
چگونه سایه ی سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود،
نگاه کن ! تمام هستی ام خراب می شود !
شراره ای مرا به کام می کشد،
به اوج می برد،
مرا به دام می کشد.
نگاه کن !
تمام آسمان ِ من پر از شهاب می شود ...
منگنه شده:
» چقدر کوتاه نوشتن لذتش بیشتره !
» این نصف شعر هست تقریبا و از حفظ نوشتم. همه شو خواستین سرچ کنین دیگه !
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۸ ساعت 7:14 توسط فاطیما