هوس کرده ام که در کویری سرد ،
در شبی تاریـــک ،
گم شوم...
نیمه های شب ،
وقتی که از شدت سرما به خود می پیچیم،
در اوج ِ نا امیدی ،
ستاره ها و شهاب های آسمانت "امید به زندگی" را ذره ذره
به وجودم بریزند و من آرام نام تو را زمزمه کنم ...
فقط هوس کرده ام !
دوست دارم در اوج ِ ناامیدی به امیدی ژرف دست یابم .
«فاطیما»
[]
بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
«فاضل نظری»
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۸ ساعت 18:1 توسط فاطیما
|