نامه ای به آقای وجدان !
جناب آقای وجدان ِ عزیز !
بنده این نامه را برای شما می نویسم چون می خواهم اطمینان حاصل کنم که شما پس از خواندنش خیال پردازی ها و توهمات خود را دور خواهید ریخت و حداقل در این سه روز خواهید رفت به دنبال زندگی شخصی ِ خودتان !
می دانم که شما برنامه هایی برای این سه روز تعطیلی بنده دارید. از جمله اینکه خود را به مریضی و درد و ... بزنید تا به اجبار من را به سمت کتب درسی ِ ام جذب کنید تا اگر احیاناً متن ناخوانده ای دارم ، بنشینم و برای آرام گرفتن شما بخوانمش ! ولی باید همین الان خدمتتان عرض کنم که خیلی خیلی زیاد کور خوانده اید ! این سه روز بنده اصلاً و ابداً به حرف ها و ادا و اطوار های جنابعالی توجه نخواهم کرد . چون نوبتی هم که باشد ، نوبت "کودک درون" اینجانب است. پس خیلی محترمانه درخواست دارم که بلافاصله پس از اتمام این نامه ، نقشه ها و برنامه های خود را تکه تکه کنید و در سطل آشغال اتاقتان بریزید. چون در این سه روز حتی اگر خودتان را بُـکشید، هیچ توجهی به آنها و شما نخواهم کرد .
همه کاره تان : فاطیما :)