يك چيزي اين ميان گم شده ..
اينكه اين روزها از كسي نمي پرسم كه امروز چندم است يا ساعت چند است ، اصلاً نشانه ي خوبي نيست. هيچ وقت نبوده . چون اين يعني يك جاي كار مي لنگد. يعني حساب زمان و روزها دستم است. يعني دارم مي شمارمشان . يعني دارم انتظار مي كشم. وگرنه من و دانستن ِ لحظه به لحظه ي زمان؟!
من اگر خوشحال و سرحال باشم ، اگر مثل روزهاي عادي ، همه چيزم سرجايش باشد ، حساب روزها و ساعت ها از دستم در مي رود. همه اش بايد از ديگران تاريخ و زمان را جويا شوم.
پس وقتي اين سوال ها نيستند ، وقتي زمان را مي دانم ، حق دارم مطمئن باشم كه يك چيزي اين وسط نيست ...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 10:37 توسط فاطیما
|