فقط مرگ !
جورج را خوب نميشناختم. يعني اصلاً نميشناختم. چندباري توي پيادهرو از كنارش گذشته بودم. اين را بعدها كه از جورج مي گفتند ، يادم آمد. خودم هم تعجب كرده بودم. معمولاً انسان ، آدمهايي را كه فقط از كنارشان رد شده ، به ياد نميآورد ؛ اما من اين كار را كردم. چرا و چگونهاش را هنوز خودم هم نمي دانم. از آن چندبار ، دوبار او را با دوستش ديدم. يك بار داشت به دوستش مي گفت كه فقط مرگ مي تواند مانع رفتن ِ او به آن كلاس شود. نفهميدم دارد در مورد كدام كلاس حرف مي زند اما اين را فهميدم كه بايد كلاس ِ مهمي باشد برايش. جورج را ديگر در حال ِ حرفزدن نديدم. فقط از كنار هم ميگذشتيم. گفتم كه ! آنروزها حتي متوجه حضور چنين آدمي هم در پيادهرو نبودم ! اين رد شدن ها و آن جملهاش را بعداً و ناگهاني به ياد آوردم.
حالا كساني داشتند از جورج حرف ميزدند و من نميدانستم چرا او را ميشناسم. مي گفتند دو جلسه است كه او به كلاس نيامده. من ، بلافاصله بعد از شنيدن ِ اين جمله ، به ذهنم رسيد كه حتما مُرده است! چون خودش اين را ، آن روز به دوستش گفته بود. ناخودآگاه زمزمه كردم : «حتما مُرده !» نگاه همهشان ، متعجب و خشمآلود ، به سوي من برگشت. يكيشان گفت : «چرا چرند میگویی؟» چيزي نگفتم. مطمئن بودم آنها حرف مرا درك نخواهند كرد. ناگهان در بين آن چند نفر ، چشمم خورد به چهرهي همان دوستش. همان دوستي كه جورج آن روز با او حرف ميزد. گفتم : «آن روز به خودتان گفت ! يادتان نيست؟» بهتزده نگاهم مي كرد. برايش عجيب بود كه من از او ، جورج و حرفهايشان خبر دارم. حال ِ خودم هم كم از او نداشت. گفت : «کی؟ کجا؟» گفتم : «روزش درست خاطرم نیست اما توی پیادهروي ِ خيابان ِ لام. گفت كه فقط مرگ مي تواند مانع رفتنش به آن كلاس شود.» آنقدر گيج بود كه از من نپرسيد كه تو آن روز كجا بودي؟ يا چهطور شنيدي؟ يا اگر هم شنيدي ، چرا يادت مانده؟ هيچي ! فقط ناگهان ، انگار چيزي گمشده را بازيافته باشد ، زمزمه كرد : «راست مي گويد. خوش گفته بود.»
همهشان غمزده و نگران به يكديگر نگاه ميكردند. انگار منتظر بودند از ميان ِ آن جمعيت ، غريبه ي ديگري هم بگويد : «نه ! او نمرده !» و ادامه بدهد كه مثلا روزي اين را از زبان خودش شنيده كه گفته بود :«من به این راحتی ها نمیمیرم.»
اما هيچكس حرفي نميزد. همه ساكت نشسته بودند. جورج را حرف ِ خودش كُشته بود و كاري از دست ِ كسي برنميآمد.
پ.ن: توي درباره ي وبلاگ هم گفته ام. اگر متن مال كسي ِ ديگري باشد ، حتما نويسنده اش را مي نويسم. وقتي نام نويسنده اي زير متن نيامده ، يعني از خودم است ! :)