32
سلام....به به به به...چرا؟؟؟خب دیگه من الان یک آتش نشان فداکارو دلسوز هستم...از این بعد ۱۲۵ زنگ می زنید بگین من سفارشتونو کردم دو ثانیه بعد ماشین آتش نشانی دم در خونه تون وایساده...
امروز زنگ اول که ادبیات داشتیم تا نصفه رفتیم بعد یهو معاون اومد گفت آتش نشانها اومدن واسه آموزش...البته فقط تئوری...دوتا خانم بودن اولا از شیطنت های ما خوششون نیومد ولی بعد دلشون نمی یومد برن![]()
![]()
عربی داشتیم و امروز درس سخت بود بعد می خواستن یه ربع ازش گذشته برن ولی ما هی گفتیم بیشتر توضیح بدین...ما علاقه داریم...سوال می کردیم
خودشونم فهمیده بودن که به خاطر عربیه برای همینم می خندیدن...
بعد گفتیم کبسول قرمزای آتیش خاموش کن رو باز کنین ما تا حالا ندیدیم و اینا ولی اونا می گفتن اجازه نداریم و ... بعد ما می گفتیم ما خودمونو آتیش می زنیم
اونا هم دیگه خیلی با ما جور شده بودن![]()
دیگه یه کاری کردیم که وقتی دبیر عربیمون اومد نپرسید فقط درس داد...ذوقیدیم کلی![]()
زنگ ریاضیم خیلی خوب بود و دین و زندگی هم...
جالب اینجاست که من الان از اول سال می گم می خوام عضو بسیج بشم به کتابدارمون بعد ایشونم همه ش می گن یک برگ فتوکپی شناسنامه و دو قطعه عکس(یا برعکس)...اولین نفری بودم که واسه بسیج داوطلب شدم الان همه عضون غیر من![]()




سه تا چیز جالب دیدم گفتم شما هم بدونین:
خوكها به دليل فيزيك بدني قادر به ديدن آسمان نيستند!!!
فندك قبل از كبريت اختراع شد!!!
وقتي عطسه ميكنيد مردم به شما عافيت باش ميگويند چون قلب شما به مدت يك مليليونيم ثانيه ميايستد!!!