{Z} چیست مگر؟ دوست داریم از z بنویسیم.مگر همه ش باید ار A نوشت؟
       سخت درس می خوانیم!... البته می دانم می دانید چون معلوم است دیگر...منی که هر روز وبلاگ بروز  می کردم یک مرتبه مرا چه شد که دیگر 4روزه بروز می کنم؟؟؟...خب دیگر ما وقت شناسیم...از چهارشنبه که امتحان هایمان آغاز گشته است درس می خوانیم تا 30 دی ماه که انشاالله آخرین امتحانمان را خواهیم داد.دعایمان کنید به شدت!!!

{Y} پنجشنبه برایمان کلاس رفع اشکال فیزیک گذاشته بودند...از ساعت 8 تا 9:30 صبح...اوایلش رفع اشکال بود و نیم ساعت آخر دیگر بچه ها جلودار احساساتشان نبودند و می پرسیدند: خانم این هست؟...از این جور مسائل میاد؟...خانم متن کتاب چند نمره میاد؟ و... که دبیرمان با شنیدن این سوالات بر خاست و به شوخی به ما گفتند: اولش رفع اشکال هایتان بود، اگر کمی دیگر پیش بروم مثل اینکه باید سوالات را هم به شما بدهم!؟و ادامه دادند نوشابه ، دوغی، ساندویچی چیزی نمی خواهید سر امتحان همراه سوالات بدمتان؟!
یک اتفاق جالب دیگر اینجا بود که هنگاه خداحافظی گفتند: موفق باشید...یکی از بچه حواسش نبود(و شاید هم بود!) و گفت: شما هم همینطور!...جالب بود...

{x}  گفتم: نگه تو دل ز من برد
      گفتا به تو کی نگاه کردم؟      اختر گرجی

      بنده ی خدا اختر با چه ذوقی گفت و آن بی ذوق و بی رحم چه جوابی داد...

      =============================================


      گفتم: دل و جان در سر کارت کردم
      هر چیز که داشتم نثارت کردم
      گفتا: تو که باشی که کنی یا نکنی؟
      آن من بودم که بی قرارت کردم!              عطار نیشابودی

      دیگر این خیلی نامردی است...به نظرم عطار باید در جواب می گفت:
     
     آخر که با تو بود؟که اینقدر طلب کاری
     مهرت ز دل برون، مرا نیست با تو کاری
:D      خودم