60-همین حالا
به نام آرام دلها...
نمی دانم باید چه کنیم؟؟آری همه مان را می گویم نه فقط خودم...دائما در حال موکول کردن شادی و لذت بردن از زیبایی ها به آینده هستیم...این فاجعه است!من تصمیم گرفتم با این حسّم مبارزه کنم...یعنی مقابله کنم...از هر لحظه در همان زمان لذت ببرم...البته اقوام و آشنایان و دوستان من را با این صفت می شناسند که همه ش در زمان حال زندگی می کنی،خوش به حالت! من هم همیشه با خودم فکر می کنم طوری می گویند خوش به حالت که انگار انجام این کار سخت است...منی که مرا با این صفت می شناسند کم می دانمش چه برسود به کسی که این کار را انجام نمی دهد...مثلا امروز وقتی داشتم از مدرسه برمی گشتم به منزل در راه درختان بدون برگ زیادی را دیدم ولی یکی از همه زیباتربود و مدتی ایستادم و نگریستمش! و در همان لحظه از وجودش لذت بردم...خیلی حسّ خوبی بود انگار که کار عقب افتاده ای ندارم...حتی اگر دیرتان شده باشد باز هم از هر چیز در همان لحظه لذت ببرید...خیلی قشنگ و زیباست.زندگی کردن آسان است...سختش نکنیم!
