63-فیلمهایمان!
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید،
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من!
به نام آرام دلها...
امروز رفتیم مدرسه(حتما همه تان می گویید خب چیز جدیدی نیست تو همه ش می روی مدرسه!)ولی باید بگویم که اتفاقاتی بسی طنز بریمان رخ داد!
اول اینکه زنگ دوم بود که کاغذی را روی تابلوی اعلانات(!) مدرسه مشاهده نمودیم...دیدیم بر روی آن اسامی دانش آموزان سال قبل پیش دانشگاهی مدارس مختلف شهر ... را حک نموده اند! همراه با عکسهایشان...چون سیاه و سفید بود نصف صورت خیلی ها نیفتاده بود!!! و جالب تر اینکه جای عکس بعضی شان که تصویرشان را نداده بودند عکس گل گذاشته بودند که این مایه خنده ما شده بود همی!
یک تصویر گل هم آن وسط ها بود که اسم نداشت...بچه ها می گفتند این یکی آنقدر درس خوانده که مفقود شده است چون نه اسم دارد نه تصویر!
در طی این یک هفته در مدرسه سه فیلم دیدیم و هر سه را فقط سی دی اول وقت شد چون زنگمان ۲ ساعته و محدود است! اول که چهارشنبه هفته قبل بود "زن ها فرشته اند" دوم که یکشنبه بود"حس پنهان" و سوم که امروز بود و موضوعش چرند"قرنطینه" که به ما گفتند هفته بعد چهارشنبه نصف هر سه تاشان که نیم ساعتی ست ببینید...
و سوتی(شما اینطور فکر کنید چون عمدی بود!) ما این بود که اولا ما با پیش دانشگاهی تجربی و سوم تجربی و خودمان در سالن مشغول تماشای فیلم بودیم و من و دوستانم ردیف اول که چسبیده به تلویزیون بود را گرفته بودیم و کنترل کم و زیاد کردن صدا دست من و کنترل جلو عقب بردن فیلم دست دوستم بود...وسط فیلم و جای حساس من کانال را عوض کردم...(خودتان بدانید که چه شد!)...همه داد و من خنده تا دوباره فیلم شروع شود کلی به خود بالیدیم که اینهمه آدم را چه طور عصبانی کردیم!!!
دیروز هم در کلاس کلی طاهره بهمون استرس داد با اون استرسش...![]()
همین تا بعد!!!