سلام.حالتون خوبه انشاالله؟
خداروشکر!!!
والله حال ما هم بدک نیست...
امروز صبح رفتیم درسه دیدیم بچه ها از ۱۵ حرف می زنن...
هی می گن ۱۵ ...۱۵ رو دیدی؟...۱۵ تا چه سخت بود!
من و دوستم در کمال تعجب برگشتیم و پرسیدیم:
این ۱۵ دیگر چیست؟
گفتند که ۱۵ تا تمرین ریاضی(اونم از برادران سینوس!!!)
ما را می بینی!!!
چنان دهانمان گشوده مانده بود که حتی به خود جرات نمی دادیم به کتاب ریاضیمان بنگریم!
با ترس و لرز و .... کتاب را گشودیــــــــــــــــــــم!!!
یا حضرت ایّوب!
چنان نوشتیم که خودمان هم نفهمیدیم چگونه...
دوزنگ تفریح چیزی نخوردیم و فقط نوشتیم....
معلم آمد سر کلاس!
بچه ها! اون ۸ تا تمرینی که گفته بودم از اون ۱۵ تا مساله حل کنین نوشتین؟
از یک طرف مسرور گشتیم از اینکه کار فردامان را هم انجام داده ایم!
از یک طرف دیگر به فکر شکم بیچاره ام بودم که از ۷:۳۰ صبح تا ۱۲:۴۵ باید گرسنه می ماند...
وقتی زنگ تفریح خورد چنان ساندویچم را گاز می زدیم (منو دوستم) که او گفت:
انگار از قحطی اومدیم!!!!!!!!!!!!!

این درس عبرتی بود که حواسمان رابیشتر سر کلاس جارو کنیم!
موفق باشیم و باشید!