77- شعر و الوعده وفا!
باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
آمده ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه ی توفانی ام
دل خوش گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانی ام
آمدم با عطش سال ها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام
ماهی یِ برگشته زِ دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی ام
خوب ترین حادثه می دانم ات
خوب ترین حادثه می دانی ام؟
حرف بزن ابرِ مرا بازکن
دیر زمانی است که بارانی ام
حرف بزن حرف بزن سال هاست
تشنه ی یک صحبت طولانی ام
++
ها...به کجا می کشی ام خوبِ من؟
ها... نکشانی به پشیمانی ام!
محمدعلی بهمنی
اضافات:
۱- خب دیگه قالب نو مبارک...این قالب زیتون در سری قالبهای آماده ی بلاگفاست که به این شکل در آمده ها!(خود تحویل گیری!!!)...زمان پایداریش را نمی دانم...هرچه خدا بخواهد![]()
۲- فردا تست ادبیات از ترم اول رو داریم! والله من تا حالا تست به معنای واقعی رو ندادم!یعنی دادما خب دبیرستان متفاوته دیگه...تمام اینا رو گفتم که بگم دعام کنین!![]()
۳- راستی مینا هم کمکم کرد تو گذاشتم این عکس بین پستام...اینم تشکر --->![]()
تا درودی دیگر بدرود![]()