78-کنسلینگ و هوای ما!
دوست دارم در قفس باشم که زیباتر بخوانم!
<محمدعلی بهمنی>
سلام![]()
امروز تو مدرسه داشتم به این فکر می کردم که امروز یه پست بذارم تو وبلاگم واسه التماس دعای شدید ِچون معلم عربیمون شنبه واسمون امتحان گذاشته بود حالا از یه طرف من شنبه فاینااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال هم دارم
....زنگ آخر به لطف و کرم تعداد زیادی از دوستان امتحان به ۲۴ اسفند موکول شد...
من به شما می گم امتحان عربی ولی شما العربیة بشنوید!
والله معلم ما تصمیم دارد ما را عرب زبان کند انگار!
البته غیبت نشه ها چون من که از روش تدریس فوق العاده شون خیلی راضیم...ولی ما الان داریم قواعد بالاتر ها مثل پیش دانشگاهی رو هم می خونیم(یه تعدادیشونو)!
حالا علت cancel شدن امتحان هم این بود که یکی از بچه ها جمعه تولدشه بعد تعداد بیشتر بچه ها می خوان برن مهمونی تولدش بعد دیگه اینطوری...
در مورد شنبه:
صبح از خواب پاشدم رفتم مدرسه...
(هوا سفید بود)
اواسط زنگ اول...
(هوا زرد شد...واقعا زردها... و ابری)
زنگ تفریح خورد...
(هوا آفتابی آفتابی طوری که آفتاب داشت کورمون می کرد!)
اواسط زنگ سوم...
(بارووووووووووووووووووووووووووون چه بارونی شدید....)
زنگ چهارم...
(آفتابی و سرد....)
به قول بچه ها هوای اینجا عاشقه!![]()
اضافات:
۱-همیشه به یادتونم و واستون دعا می کنم!شمام واسم دعا کنید!
۲-
<---- (یاد خودم افتادم)