توضیح تصویر:
این عکسِ حکمِ قهرمانیِ منه که امروز تو مدرسه
بهم دادن اونم نمایی از سه کتابیه که بهم هدیه دادن از طرفِ -
هیأت تیراندازی با ۷۰۰۰ تومان پول...

خب سلام دوستان.امروز روز خوبی بود ...
در سالن اجتماعات مدرسه مون جمع شدیم به من جایزه و از اینجور چیزا دادن کلی ذوقیدیم
اول اومدیم نشستیم با بچه های کلاسمون...بعد گفتن می خوان به ورزشکارهایی که مقام آوردن جایزه بدن بعد بچه های کلاس گفتن ما چرا بمونیم؟بریم...منم متواضع نگفتم قراره منم جایزه بگیرم...بچه ها رفتن...بعد اسم ورزشکارها رو صدا می زدن{دست و سوووت و...} بعد می رفتیم جایزمونو می گرفتیم.مدرسه مون چقدر ورزشکار داشت و ما خبر نداشتیم...البته داشتیم چون روی تقریبا ۱۰ تا پرده اسمامونو زدن دور دیوارهای مدرسههیچی دیگه ما هم مثل بقیه رفتیم و جایزه مون رو گرفتیم...
بعد رفتم بیرون از سالن اجتماعات و دیدم بچه های کلاسمون همه تو لابی مدرسه هستن...(فضای جلوی دفتر...) دیدن من دستم جایزه س گفتن چرا نگفتی و اینا (که ما بیایم تشویق کنیم!!!!!!!)
بعد یکی از بچه ها همونجا روز میز پینگ پونگ ضرب گرفت(به قول بچه ها) و همه دست دست بعد فاطی فاطی فاطی...بعدش اومدیم تو کلاس بچه ها شروع کردن به دعوا سر باز کردن کادو که توش اون سه تا کتابه...من قول گشودن کادوشو پایین به سه چهار نفری داده بودم...اومدیم بالا ناخودآگاه خودم باز کردم(همه با هم گفتن اَ اَ اَ ه ه ه ه ه ه ه ) و من:...بعد یه پاکتم بهش چسبیده بود من بهش اهمیت نمی دادم اصلا بعدش وقتی بازش کردم فهمیدم توش ۷۰۰۰ تمان پوله
بعد از مدرسه هم به دوستم شیرینی فلفلی! دادم...( وقتی با هم دیگه رفتیم مغازه تا واسه ی یکی از دوستامون کادو بای کنیم...هی می گفت قهرمان شدی شیرینی بده بده بده و منم گفتم بیا:چیپس فلفلی!!)...واسه خودمم با ۴ تومن از اون پول تو همون مغازه کادویی یه گلدون زرد(سوتی امروزم!) گلدونه قهوه ایه بعد گل هاش زرده و ریز و خوشگله...من تو مغازه گفتم اون گلدون زرده رو میشه بهم بدین ببینم!دوستمم شروع کرد به خندیدن که فاطی گلدونش زرده یا گل هاش؟؟؟؟؟؟
اینم از وقایع الاتفاقیه امروزم....